شدت صدای باد، باریکی کوچه را بیشتر به چشم می آورد. چراغ خانه ها یکی در میان خاموش می شدند.
جنگ نابرابری میان باد و گرد و خاکی که رفته گر محل راه انداخته بود در گرفت. نور چراغ سر کوچه از پشت غبار، کم سو به نظر می آمد. باد آن را مانند گهواره ای کرده بود و تکان می داد.
گهواره ای که سایه خانه ها را کوتاه و بلند می کرد. انگار تکانشان می داد تا زودتر بخوابند. خانه ها هم حرف گوش کن، یکی یکی، با هر تکان خاموش می شدند و به خواب می رفتند. سایه ی پیرمرد به کوچه پیچید و چشم کوچه به این سایه، روشن شد.
بلندی این سایه به شمشیری شبیه بود که وقتی به گام های قدم علی می رسید ذوالفقار را تداعی می کرد. سایه ای که هر چه از تیر چراغ برق فاصله می گرفت کوتاه می آمد تا جای خود را به گام های پرتوان پیرمردی پنیر به دست دهد.
محصولات مشابه
-
- رسانه, کتاب
سواد رسانهای ۷ – اینترنت
- 1,040,000ریال
- افزودن به سبد خرید



