به چپ و راست خود و دور و برش نگاه نمی کرد.
نگاهش به راهش بود و پیش پایش.
حالات و وجناتش احترام انگیز بود و در بین اهالی شهر و معلمان، حرمت و جایگاه خاصی داشت.
در دل شاگردانش ترسی توأم با احترام ایجاد می کرد.
اغلب درس های کلاس های دبیرستان را یک تنه به عهده می گرفت: جبر و هندسه درس می داد و فیزیک و شیمی.عربی و فقه و شرعیات هم تدریس می کرد.در مورد علاقه اش فیزیک بود . . .



