🔹️مدتی بود احساس میکردیم از حالوهوای آن روزها فاصله میگیریم؛گویی مفاهیمی همچون ایثار، فداکاری و میهندوستی در ذهنهایمان کمرنگ شده بود.
دلمان یک تلنگر میخواست… یک یادآوری؛ یادآوریای از مجاهدت کسانی که با ازخودگذشتگی، شب و روز خود را وقف کردند تا انقلاب اسلامی استوار و پابرجا بماند.
در همین فکر بودیم که فهمیدیم مدرسه برنامهای تدارک دیده است.در ابتدای برنامه از ما پرسیدند: «تا به حال بازی رمزینه انجام دادهاید؟»ما هم که بیصبرانه منتظر یک فعالیت هیجانانگیز بودیم، گفتیم: «بله!»
🔸️گفتند موضوع درباره «انقلاب دوم» است.
در ابتدا تصور کردیم منظور جنگ تحمیلی هشتساله است، اما بعد…پاکتهایی بهعنوان «پرونده» در اختیار گروهها قرار گرفت و اعلام شد که باید با حل معماها و کشف رمزها، محتوای آنها را شناسایی کنیم.فضای کلاس حالتی معمایی و هیجان انگیز داشت.
🔹️در یک سو جدول حروف رمزینه، در سوی دیگر سه پرونده و در مقابل هر گروه، پاکت سؤال قرار گرفته بود.در آغاز، مواجهه با این حجم از اطلاعات کمی دشوار به نظر میرسید، اما با خواندن نخستین سؤال، روند کار شکل گرفت.
زمان بهسرعت سپری میشد و رقابتی سالم میان گروهها جریان داشت. هر پرسش، ما را یک گام به حقیقت نزدیکتر میکرد و این پرسش در ذهنمان شکل میگرفت که این پروندهها متعلق به چه کسانی است و چه ماجرایی پشت آنها نهفته است.
🔸️تا اینکه به آخرین پاکت رسیدیم.هر گروه، کاغذهای رشتهشدهی همرنگِ گروه خودش را پیدا کرد.با اینکه قطر کاغذها نسبتاً زیاد بود، باز هم چشمهایمان را خسته میکرد.آنقدر تلاش کردیم تا در نهایت برگهی سالم را به ما دادند و از روی آن فهمیدیم رمز چگونه باز میشود.معماها را حل کردیم و به بخش جمعبندی رسیدیم.
🔹️فهمیدیم پروندههایی که بررسی کرده بودیم، مربوط به جاسوسهای آمریکا در ایران بوده است؛ اسنادی که پس از تسخیر لانهی جاسوسی توسط دانشجویان ایرانی کشف شد.متوجه شدیم آن رشتههایی که کنار هم گذاشته بودیم، در واقع حدود یکچهارم ضخامتِ اسناد اصلی بوده که آن زمان بازیابی شدهاند.
🇮🇷واقعاً متعجب شدیم؛ از تلاش و پشتکار جوانان ایرانی شگفت زده شدیم…جوانانی که ماهها وقت گذاشتند تا اسنادی را که مأموران آمریکایی هنگام فرار، با دستگاههای مخصوص رشتهرشته و خرد کرده بودند، دوباره کنار هم قرار دهند تا حقیقتِ جاسوسی آنها در ایران آشکار شود.
✍️به قلم دانش آموز پایه هفتم:
خانم فاطمه سادات شجاعت الحسینی











