دورهمی‌ای به رنگ انار و صدای خنده

مثل همه‌ی دورهمی‌ها که هر کسی چیزی می‌آورد، دورهمی یلدای امسال ما هم با دست‌های کوچک و دل‌های بزرگ دخترانمان شکل گرفت؛ هر پایه سهمی آورد و کنار هم، دورهمی ساختیم شبیه یلداهای قدیم.

پیش‌دبستانی‌ها با صدای کودکانه‌شان و شعر «ننه‌سرما» برنامه را گرم کردند.

دختران پایه‌ی اول با شعر «انار» آمدند؛ شعرهایی ساده و شیرین، درست مثل دانه‌های انار شب یلدا.

پایه‌ی دوم با «ننه‌گِلی و نوه‌هایش» قصه‌ی سفره‌ی یلدا را زنده کردند؛ از انار و هندوانه گفتند، از دورهم‌بودن، و بعد با سرود «زمستان» گرمابخش جمع بودند.

پایه‌ی سوم با انارهای رنگارنگِ دست‌سازشان، رنگ یلدا را به برنامه آوردند.

چهارمی‌ها سعدی را با خودشان آوردند؛ شعر خواندند، قصه گفتند و معناها را ساده و دوست‌داشتنی برای دوستانشان روایت کردند. در دفترچه‌های یلدایی‌شان از خوراکی‌های شب یلدا نوشتند و از فایده‌هایی که با مهربانی یاد گرفته بودند.

نوبت پایه پنجم که شد، شاهنامه را گشودند؛ نبرد رستم و افراسیاب را خواندند و صدای حماسه را به این دورهمی دخترانه آوردند. کنار آن، دفترچه‌ی «دورهمی شب یلدا» را هم با سلیقه و ذوق آماده کرده بودند.

ششمی‌ها با حافظ آمدند؛ غزلی خواندند و با دفترچه‌هایی از یلدا در شهرهای مختلف ایران، دیوار مدرسه را به نقشه‌ای از خاطره و فرهنگ تبدیل کردند.

مهمان این دورهمی «ننه‌نقلی» بود که با آمدنش، بوی خاطره پیچید. برایمان از گذشته‌ها گفت؛ از شاهنامه‌خوانی آقاجانش، از شب‌هایی که همه دور هم می‌نشستند و از انار دانه‌شده‌ای که دست‌پخت ننه‌جانش بود.

آخر برنامه، دخترانمان با ژله‌ی انار و فال حافظ بدرقه شدند؛ با لبخند، با چشم‌هایی برق‌زده و دلی پر از خاطره. دورهمی گذشت که مزه‌اش، مزه‌ی یلداهای قدیم بود… 🍉✨