💭در کلاس مطالعات اجتماعی دخترانمان با فعالیتی هیجان انگیز با فرآیند خریدوفروش و مدیریت بودجه آشنا شدند:
برای خرید و فروش به محلهی میزان رفتیم؛ آنجا ۱۸ مغازه منتظر ما بودند؛ مغازههایی با مشاغل مختلف تولیدی و خدماتی که سال گذشته هم با آنها آشنا شده بودیم.
مشاغل شامل اینها بودند؛ نانوایی، قنادی، لبنیاتی، سوپرمارکت، میوهفروشی، گلفروشی، فروشگاه لباس، لوازم تحریر، دفتر فنی، خیاطی، آرایشگاه زنانه، آرایشگاه مردانه، داروخانه، درمانگاه، خشکشویی، تعمیرگاه خودرو، تعمیرگاه لوازم برقی، بانک بودند.

تصاویر نمادین هر شغل به همراه فهرست اقلام و قیمت آنها روی پاکت چسبیده و تصویر خود اقلام هر شغل نیز در پاکت قرار داده شده بود.
هر گروه یه لیست داشت که ۱۰ نیازمندی در آن نوشته شده و قرار بر این بود با ۶۰۰ هزار میزان (واحد پول جدیدمان!) بتواند همه ۱۰ نیاز را رفع کند، یک کیسه خرید و یک کارت خرید هم داشت.
برخی نیازها ضروری و فوری بودند؛ مثلا تعویض چراغ راهنمای ماشین، پانسمان زخم، صدور مجدد کارت بانکی و… . بعضی نیازها را میشد با راهی جز خرید حل کرد؛ مثلا کیک تولد را خودمان درست کنیم به جای اینکه از قنادی بخریم، قد شلواری که بلند است را خودمان کوتاه کنیم به جای اینکه به خیاط بدهیم و… در یک کلمه، صرفهجویی کنیم. برای بعضی خریدها چند گزینه داشتیم؛ مثلا ماست چکیده یا ماست ساده، سیب و پرتقال یا موز و توتفرنگی و… با توجه به بودجهمان گزینه مناسب را انتخاب کردیم. هزینههایمان را جمع کردیم و باقیمانده را درآوردیم، با باقیمانده میتوانستیم خریدهای غیرضروری و غیرفوریِ دوستداشتنیمان را بکنیم. پشت برگه هم دلیل انتخابمان برای رفع هر نیاز را نوشتیم. در واقع امروز هم با خرید و فروش در محله آشنا شدیم و هم سعی کردیم یک خرید عاقلانهی هیجانانگیز انجام بدهیم! با توجه به بودجهی محدودمان، بتوانیم همه نیازهایمان را با اولویت نیازهای ضروری و فوری حل کنیم.






















