🪅اولین مرحله ی آشنایی ما با دوستان و مربیانمان بازی بود…در حین بازی با هم آشنا شدیم، دوست پیدا کردیم و دل بستیم. به شکرانه ی این دوستی و آشنایی با شیرینی و شربت پذیرایی شدیم.
🧕🏻دل توی دلمان نبود تا کلاسمان را ببینیم، پس به همراه مادرانمان به کلاس دعوت شدیم…. کلاس و مدرسه را برای فعالیت مادر و دخترانه ما مهیا کرده بودند. پس از اینکه هر کدام پای میزی نشستیم، ابزار روی میز نظرمان را جلب کرد. هر کدام حدس و گمانی داشتیم که با این ابزار چه می توانیم درست کنیم.
🌸خانم معلم گفتند که قراره گل هایی رنگارنگ درست کنیم.پس دست به کار شدیم.گلهایی که درست میکردیم یکییکی دور قاب پیش دبستانی مینشستند.حال قابی رنگارنگ تکمیل شد تا کادر عکس های یادگاری ما باشه…
بعدش با کمک راهنمایی مربیان شروع به نقاشی کشیدن کردیم.نقاشی های رنگارنگ و جذاب ما، مربیانمان را به وجد آورد.
🌷گل ها و پروانه های رنگارنگ توی نقاشی ها، دخترکان شاداب و خندان، موجودات عجیب و با مزه و حتی ماشینی که با آن به مدرسه آمده بودیم مربیانمان را به دنیای نقاشی هایمان بردیم.
با کمک مادر کاغذ های زیبای نقاشی را روی مقواهای رنگی چسباندیم و دایره ها را هم چسباندیم، پیش از آنکه از ما بخواهند کنار هم بایستیم حدس میزدیم که کارِ دستمان شبیه ماشین یا اتوبوس شده، تا اینکه از ماخواستند کنار هم بایستیم.
🚂حالا قطار پیش دبستانی ما آماده ی حرکت بود.با ذوق و شادی ما قطار حرکت کرد….بعد از پذیرایی، مجدد به حیاط رفتیم.
🪴با دیدن خاک ها و گل های داخل سبد و گلدان های رنگی شگفت زده شدیم. ما، با کمک مادران مهربانمان و با دست های کوچکمان هر کدام گیاهی را انتخاب کرده و در گلدانی کاشتیم.
🎈در یک دست گلدان و در یک دست هدیه هایمان را گرفتیم و یکی یکی خداحافظی کردیم تا دیدار دوباره در اولین روز کلاسمان، روز شنبه ۵ مهرماه…



