🔔🍂در اولین روز پاییز و آغازین طلوع سال تحصیلی جدید، حال و هوایی متفاوت و سرشار از شوق کودکانه، دیوارهای کلاس اول را فرا گرفت. این آغاز، نه با زنگ و هیاهوی معمول، که با یک فعالیت خلاقانه، برای شکوفههای تازهوارد علم و دانش رقم خورد.
🎨یک آشنایی شیرین، رنگ به رنگ!
معلمان برای شکستن یخهای ابتدایی و گرمتر کردن فضای کلاس، یک فعالیت آماده کرده بودند. هر یک از دانش آموزان، در فضایی صمیمی و دوستانه، پا پیش گذاشتند تا خود را به همکلاسیهای جدیدشان معرفی کنند. اما نه با نام و نام خانوادگی خشک و خالی! آنها از رنگ، خوراکی و غذای مورد علاقهشان گفتند.
این فعالیت ساده اما عمیق، فرصتی طلایی برای بچهها فراهم آورد تا از پشت نقاب خجالت بیرون بیایند، همدیگر را بشناسند و بذرهای دوستیهای جدید را در باغچه قلبهای کوچکشان بکارند. خندههای شیرین و چشمهای کنجکاو، گواه این آشنایی دلنشین بود که دیوار غریبگی را فرو ریخت.
💠و حالا ننه نقلی میآید! قصهای از مراقبت و مهربانی با کتاب…
در ادامه این روز به یادماندنی، اتفاقی شگفتانگیز انتظار کلاس اولیها را میکشید! “ننه نقلی”، شخصیت دوستداشتنی و قصهگوی کلاس اول، با قدمهایی آرام و لبخندی بر لب، وارد کلاس شد. او نه تنها حامل کیسهای پر از کتابهای نو و بوی کاغذ بود، بلکه با زبان شیرین و شیوایی خاص خود، داستانی از مراقبت و مهربانی با این گنجینههای کاغذی روایت کرد.
📚ننه نقلی، با شور و ذوق خاصی، از اهمیت کتابها گفت؛ از اینکه چگونه هر صفحه از آنها، دریچهای به دنیایی از دانستنیها، قصهها و ماجراجوییهاست. او به بچهها آموخت که کتابها دوستان ما هستند و باید با آنها با احترام و دقت رفتار کرد.
🌸🧕🏻در پایان این روز پربار و دلنشین، بچهها نه تنها با چهرههای خندان و دستانی پر از کتابهای نو به خانه بازگشتند، بلکه با کولهباری از دوستیهای جدید، خاطرات شیرین و درسی فراموشنشدنی درباره ارزش علم و کتاب. به راستی که این یک “روز اول” معمولی نبود؛ شروعی بود برای سالی پر از یادگیری، دوستی و کشف دنیایی جدید.













